حمد الله مستوفي قزويني

137

تاريخ گزيده

عوام و سعد وقاص و عبد الرحمن عوف رضى الله عنهم اجمعين . پس ازيشان ابو عبيدهء جراح مسلمان شد و اين هفت مرد ، در مسلمانى ، سابقاند . چون از مبعث ، بيست روز گذشت ، رجوم شياطين با ديد شد و قريش فهم كردند كه رسول ( ص ) دعوت مىكند . مردم ، در خفيه ، مسلمان مىشدند . تا سه سال ، دعوت دين ، آشكارا نبود و مسلمانان به مسجد نمىيارستند [ 1 ] رفتن . پيغمبر ( ص ) دعا كرد و گفت : « اللهم ايد الدين [ 2 ] بعمر او بابى جهل » . دعا در حق عمر مستجاب شد . پنجاه آدمى مسلمان شده بودند : يازده زن و سى و نه مرد . چهلم عمر خطاب رضي الله عنه بود . چون او باسلام در آمد ، مسلمانى آشكارا كردند و پيغمبر ( ص ) با ياران بسعى او به مسجد رفت و [ نماز جمعه ] [ 3 ] گزاردند و مكيان صريح بديدند كه پيغمبر ( ص ) دين آشكارا كرد . اما بسبب آنكه ابو طالب امير [ 4 ] مكه بود ، آسيبى ظاهر به دو نمىتوانستند رسانيد . مسلمانان را زحمات بسيار مىدادند [ 5 ] [ و اهانت مىكردند ] [ 6 ] . ابى العاص بن ربيع را كه زينب بنت رسول الله و عتبة بن ابى لهب را كه رقيه بنت رسول الله ( ص ) در حبالهء ايشان بودند ، الزام نمودند تا زنان را طلاق دهند و پذيرفتارى [ 7 ] كردند كه دختر هر بزرگ [ از مكه كه ايشان خواهند ، بخواهند بعوض ايشان ] [ 8 ] . ابى العاص نپذيرفت . اما عتبه ، رقيه [ 9 ] را پيش از دخول طلاق داد . پيغمبر ( ص ) در حق او دعا كرد و گفت : « اللهم سلط عليه كلبا من كلابك » او را شيرى در سفر بدريد . پيغمبر ( ص ) رقيه را بعثمان عفان رضي الله عنهما داد . چون از وحى پنج سال بگذشت ، در ماه رجب امير المؤمنين عثمان رضى الله عنه با رقيه و حمزه و جمعى از صحابه ، بفرمان رسول ( ص ) به حبشه هجرت كردند و بعضى زنان را با خود ببردند و بعد از مدتى ، بعضى ازيشان باز آمدند . پس از آن قريش ، از پيغمبر ( ص ) و بنى هاشم و مسلمانان ببريدند و تا هشت ماه با ايشان نه سخن گفتند و نه پيوند

--> [ 1 ] - ق : توانستند [ 2 ] - ف : المؤمنين [ 3 ] - ر : نماز با جماعت [ 4 ] - ر : حاكم [ 5 ] - ف : دادند [ 6 ] - فقط در ، ق [ 7 ] - ف : بدوفتگارى ( پذرفتگارى ) [ 8 ] - نسخ : كه از مكه بخواهند بديشان دهند [ 9 ] - ف : ام كلثوم بنت رسول الله